تئاتر و سینما

خرید بک لینک
«در باب نزول شأن مفهوم یک واژه در فضای تئاتر اصفهان» مدتی است در حلقۀ فعالان تئاتر اصفهان واژه ای را لقلقۀ زبان جمع بسیاری افراد از هنرآموزان تازه وارد به عرصۀ آموزش تئاتر گرفته تا حتی برخی از قدیمی ترهایی که در این فضا مدت ها کار کرده اند می یابم. منظورم واژۀ «استاد» است که این روزها در این فضا می بینیم با غفلت از عواقبی که در بلندمدت در پی دارد، آن را با مسامحه کاری قبل از نام هر کودکی به کار می برند! استاد علی اکبر دهخدا در لغتنامۀ گرانسنگ خود در شرح مفهوم این واژه می نویسد: «استاد: ماهر، با مهارت، صاحب مهارت، حاذق، در اصطلاح کنونی معلمین مدارس عالیه را به سه قسمت تقسیم کنند: استاد (بالاترین درجه)، دانشیار، دبیر.» با توجه به بخشی از این تعریف، استاد به معنای کسی است که در رشته یا هنر و صناعتی به بالاترین درجه دست یافته باشد. شخصاً در زمینۀ تئاتر اگر بخواهم از افرادی نام ببرم که بتوان بر آنها نام «استاد» به معنای واقعی کلمه نهاد، اسامی بسیار اندکی از ذهنم عبور می کنند. نام هایی همچون دکتر علی رفیعی، حمید سمندریان، بهرام بیضایی، دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، دکتر محمود کریمی حکاک، دکتر رکن الدین خسروی، عبدالحسین نوشین، آربی اوانسیان و معدود افرادی دیگر که شاید تعدادشان حتی به شمار انگشتان دست و پا نرسد. بر جملۀ آگاهان مبرهن است که مرتبۀ استادی در هر رشته و هنری به ویژه در وادیهایی بیکران و بدون حدود و ثغور نظیر تئاتر و ادبیات به این سادگی ها به دست نمی آید و نیازمند عمری فعالیت حرفه ای، تحقیق و مطالعه، تدقیق، تفکر و کار عملی در آن زمینه است که هر کسی را یارای بر سر این عهد ماندن و آن را به پایان بردن نیست، فارغ از این که انجام و پایانی نیز برای چنین دریاهای ژرفی نمی توان تئاتر و سینما...

ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:14

"جدال با جهل"نقد نمایش "گالیله"نویسنده، طراح و کارگردان: محمدرضا بزرگزادبازیگران: حسن جویره، جهانگیر نکویی، احمدرضا سلیمانی، محمد رادمهر، مسعود یزدان بخش، محمد بارانی، ریحانه مظاهری مهر، بیتا محسنی، علی ایرانپور، سپهرام سلیمانی، جواد مدنیمکان و زمان اجرا: اصفهان، مجموعه فرهنگی استاد فرشچیان، تماشاخانه اصفهان، آذر و دی ۱۴۰۰(به چاپ رسیده در روزنامۀ اصفهان امروز 1400/10/11، شمارۀ 4253)گالیلهی بزرگزاد را با نگاهی کلی می توان یک بازنگری به گالیلهی برشت و به عنوان یک بازنویسی از آن در شمار آورد. یکی از مهمترین ویژگیهای لازم برای یک کارگردان تئاتر این است که ضرورت و بزنگاه زمانه را بشناسد. درک کند که زمین تشنهی جامعهاش نیازمند سیراب شدن از چه آبشخوریست. چه موضوعاتی اولویت دارند و لازم است که بر اساس نیاز مخاطب و با توجه به شرایط موجود به آنها پرداخته شود. مطمئناً کارگردان این نمایش حائز این ویژگیست و با توجه به جغرافیا و وضعیت موجود انتخاب بسیار درستی کرده و دست بر نقطهی حساس و صحیحی گذاشته است. بنمایهی اندیشهی برشت که در این نمایش از آن بهره گرفته شده دربارهی جدال با جهل است و کشمکش دانش با تعصب. ضمن اینکه کشمکش دراماتیک اثر، از نوع کشمکش انسان با جامعه است، نظیر نمایشنامهی "دشمن مردم" اثر هنریک ایبسن. چنانکه ذکر شد متن این اجرا بیشتر به یک بازنویسی از نمایشنامه "گالیله" اثر برشت نزدیک است تا هر چیز دیگری، در حالی که در بروشور نمایش نوشته شده است: "با نگاهی به اثر برتولت برشت". این متن از نگاه فراتر است و بسیار پررنگ تر از بر اساس نگاهی به اثری دیگر به نگارش درآمده است. حتی بیشتر ردپای دراماتورژی در آن مشهود است تا نوشتن بر اساس نگاهی به اثری دیگر. گرچه در برخی شهرست تئاتر و سینما...

ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:14

«آسیب شناسی ترجمۀ نمایشنامه در ایران»(به چاپ رسیده در روزنامه اصفهانامروز شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۱۸ شماره ۴۲۵۸)سابقۀ فن ترجمه در ایران طبق مستندات مکتوب، به روزگار هخامنشیان باز می گردد ( ۵۵۹ - ۳۲۱ ق.م). در سده های چهارم تا ششم قمری ترجمۀ متون به زبان فارسی در ایران به اوج خود رسید و آثار زیادی در زمینه های علوم مختلف از ریاضیات و طب گرفته تا نجوم، فلسفه، تاریخ و جغرافیا بر اساس نیاز آن دوران به زبان فارسی ترجمه شدند. اما رنسانس ترجمه در ایران به سالهای پایانی قرن نوزدهم و دوران قاجار باز می گردد. با ظهور مردی کارآمد به نام امیرکبیر هر چند کوتاه مدت، اقدامات موثری از قبیل تأسیس دارالفنون و اعزام دانشجو به خارج از کشور موجب شد تا آثار جدید ادبی و علمی جهان به زبان فارسی ترجمه شوند و موج نویی از ترجمه در کشور به راه بیافتد. ادارۀ جدیدی در دولت با عنوان «دارالترجمه» تأسیس گردید و محمدحسن خان اعتماد السلطنه به ریاست آن گماشته شد. زیر نظر او بسیاری از آثار مهم اروپایی ترجمه شد و در اختیار ایرانیان قرار گرفت. اغلب این ترجمه ها از زبان فرانسه صورت می گرفت و بیشترشان برگردان های آزاد نزدیک به اقتباس بود. به تدریج ترجمۀ رمانها، داستان های کوتاه، شعر و غیره قوت گرفت به نحوی که تبدیل به یکی از مهم ترین عوامل تولد سبکی تازه در مهد شاعری جهان توسط علی اسفندیاری ملقب به نیما یوشیج گردید. اوضاع به همین منوال پیش رفت تا در سال ۱۳۳۵ شمسی احسان یارشاطر «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» را در تهران تأسیس کرد و تلاش های شایانی را در جهت هدایت روند ترجمه در ایران به انجام رساند. و اما ترجمۀ نمایشنامه در ایران که موضوع این نوشتار است وادی تخصصی دیگری است که تقریباً همزمان با ترجمۀ شعر در ایران پا گرفت و پدیدۀ تئاتر و سینما...

ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:14

صفحه بندی